![]() |
![]() |
|
| فعلا همینطوری |
|
ابتدا عرض سلام و خسته نباشید دارم خدمت شما خوانندگان خطیر وبلاگم و همه چیز بزرگوار که این وبلاگ را میخوانید این هفته به دلیل اینکه من باید ساعت ۵ جائی می بودم استثنائا کلاس جامعه شناسی درون ادبیات را ساعت ۱۰صبح رفتم و مباحث مطرح شده در آن کلاس را مطرح میکنم. جلسه طبق معمول با ارائه گزارشی از وبلاگها توسط صیدافکن اون کلاس یعنی آقای مولائی یا مرادی (تردید از بنده است به گیرنده هاتون دست نزنید) شروع شد و سپس استاد عزیز و خیلی بزرگوارم جناب آقای جلال سمیعی(قدس سره الشریف)در مورد یک مبحثی گزارش داد که الان دقیقا خاطرم نیست. جناب دکتر فاضلی قبل از اینکه جلسه را شروع کنند از دانشجویان پرسیدند که در مورد چه مبحثی ترجیح می دهند که بحث شود؟دانشجویان نیز با اشتیاق و شور فراوان سکوت کردند و جناب فاضلی حدود هجده بار با صدای بلند سوال خود را تکرار کردند و در نهایت یک شیرمردی از گوشه کلاس بلند شد و گفت در مورد ارتباط رشته تعاون با این درس صحبت کنید و دکتر فاضلی در پاسخ ایشان گفتند چون این سوال از دل شما در نیامده است پس کور خوانده ای عمرا جواب نخواهم داد!!! ایشان درس خود را با این نکته شروع کردند که هنر و جامعه شناسی از یک جنس نیستند و با هم تفاوت دارند زیرا هنر از جنس احساس و تخیلی و بی شعوری(تاکید از نگارنده است) است ولی جامعه شناسی از جنس ادراک و تعقل و واقعیات است پس این دو با هم تضاد دارند.ایشان در ادامه به این نکته اشاره کردند که هنر در قالب جامعه شکل می گیرد و از آن تاثیر می پذیرد و به همین دلیل آثار هنری با هم تفاوتهای بسیاری دارند.به طور مثال شما اگر آثار هنرمندان بزرگی همچون شکسپیر، داوینچی، تولستوی و دکتر سخاوت! را بررسی کنید متوجه میشوید که روح واحدی بر آنها حاکم نیست. ایشان پس از این بحث در حالیکه نیمی از زمان کلاس باقی مانه بود خطاب به بچه ها گفت:آیا خسته شده اید و بچه ها گفتند بله استاد و ایشان هم به شدت شاکی شده و از کوره در رفتند و در حالیکه سعی میکردند آرامش خود را حفظ کنند با صدای بلند داد زدند:"میخواهید برایتان برقصم؟" اینجا دانشگاه است ها! دکتر فاضلی به شدت ناراحت بودند و هر پنج دقیقه یک بار به فردی که کنار من نشسته بودند و نامشان هم امیر پارایاب است تذکر میدادند آقای محترم به درس توجه داشته باشید، خوابتان نبره ،میخواهید برایتان برقصم؟در این اثنا دقیقا یادم نیست که چه اتفاقی افتاد فقط در همین حد یادم است که دکتر فاضلی گفتند که شما دانشجویان هنوز عقلتان رشد نکرده و گرنه خوابتون نمیبرد و یکی از دانشجویان محترم نیز با گفتن اینکه ما شرقی هستیم حرف استاد را تائید فرمودند و استاد در ادامه گفتند نه تنها شرقی هستید بلکه خیلی هم بی عقل هستید و خیلی چیزهای دیگر هم هستید که ما احتمال میدهیم منظور استاد از این خیلی چیزهای دیگر همان بیشعور بودن و احمق تشریف داشتن است. جناب دکتر فاضلی(اعلی الله مقامه)در پایان کلاس اشاره ای هر چند گذرا به موضوع اصلی و همیشگی کلاسهایشان در سه سال اخیر داشتند و این نکته را خاطر نشان کردند که وقتی کسی که باید پرتقال فروش میشد آمده رئیس جمهور شده از شما دانشجویان خواب آلوده که انتظاری نمیرود.ایشان در پایان نیز تاکید کردند خوابتون نبره می خواهید برقصم؟!!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 23:0 توسط ساده |
|
|
ابتدا بايد اين نکته را خدمت همه عزيزان و خوانندگان مجاز و محترم وبلاگم بخصوص به عزيز دلم عرض کنم که من هر جمعه صورت جلسه درس جها را روي وبلاگ ميگذارم چون روزهاي ديگر وقتش را ندارم .البته شايد پست هفته بعد را به دليل رفتنم به مسافرت زودتر گذاشتم ولي معمولش اينست که جمعه به جمعه آپ ميکنم و در ضمن ارائه بليط نشانه شخصيت شماست!!!هفته گذشته کلاس درس جامعه شناسي هنر و ادبيات و يا به قول واحد اموزش جامعه شناسي هنر در ادبيات و نيز به روايت خانم باقري جامعه شناسي در هنر و ادبيات و يا به نقل از مدير گروهمان جامعه شناسي و هنر هردو در ادبيات ! و نامهاي ديگري که به اين درس داده اند،با شور و نشاط دوچندان استاد فاضلي(يرحمه الله و ناصر دينه!)برگزار و اجرا شد.آقاي دکتر در ابتدا به آقاي صيدافکن مسئول خواندن وبلاگها و دستمال کشيدن شيشه هاي کلاس فرمودند که گزارشي مختصر در حد دو سه کلمه از وبلاگ بچه ها بدهند اما ايشان که با هزار اميد و آرزو وبلاگ بچه ها را پرينت کرده بود تا همه آنها را سرکلاس بخواند تا شروع به حرف زدن کرد استاد به او گفت ممنونم از گزارش مفصلي که ارائه کرديد تا همين جا کافيست !سپس جناب دکتر فاضلي (دامت افاضاته) از بچه ها پرسيدند که چه کسي برنامه پنجشنبه شب ايشان را از تلويزيون ديده اند؟بچه ها هم که جملگي اهل علم و دانش و تقوا!! هستند در آن ساعت که همزمان بود با پخش برنامه خاله ريزه و قاشق سحرآميز،متاسفانه عليرغم ميل باطنيشان نرسيده بودند برنامه ايشان را که در مورد فرهنگ و فرهنگ و فرهنگ و همش فرهنگ بود تماشا کند.آقاي دکتر هم که سخت از اين موضوع شاکي به نظر ميرسيد در حاليکه زير لب به حال همه بچه ها تاسف ميخورد جلوي اسم همگي يک علامت منفي گذاشته و گفت نفري دونمره از معدل کل ليسانس تان کم ميکنم!!!جناب دکتر و استاد آقاي نعمت الله فاضلي (سلمت يداه و ارجله)سپس به درس جها پرداخته و دوباره اين سوال هفته گذشته را مطرح کرد که جامعه شناسي ادبيات به چه درد ميخورد؟اما اينبار ديگر نظر بچه ها را نپرسيدند و شروع به پاسخگوئي به اين سوال کردند.استاد فاضلي (ع)پس از پاسخگوئي به سوال فوق سوال ديگري را مطرح کردند و آن اينکه چرا جامعه شناسي هنر در ادبيات در ايران رشد نکرد؟ايشان که هنوز از دست بچه ها عصباني به نظر ميرسيد بدون اينکه نظرات صائب بچه ها را جويا شوند دوباره خود در مقام پاسخ دادن به اين سوال برآمدند و در پاسخ به اين سوال سخت اينگونه گفتند:از زمان حمله مغولها به ايران و غارت شهرهاي ناکازاکي و هيروشما و ديگر شهرهاي کشورمان،عشاير کشور به اشعار فردوسي علاقه زيادي نشان دادند و اين به خاطر رشد روزافزون جمعيت زير 80سال در گروه سني دوم بود و توانست کليسا را به حاشيه رانده و خود بر مسند خلافت عباسيان دوره تاريک حکومت اسلامي بود و به همين دليل اين آخوندها نگذاشتند که اين درس در ايران رشد کند و با پخش کردن سرود احمدي نژاد از تلويزيون همه ذوق و قريحه مردم را کور کردند.ايشان در حاليکه 40ثانيه به پايان کلاس مانده بود رو به بچه ها کرده و گفتند خب نظر شما چيست بچه هاي عزيز؟بچه ها هم به دليل ذيق وقت هرکدام نظرات خود را در 3ثانيه و 45صدم ثانيه ارائه داده و سر جاي خود نشستند.آقاي دکتر فاضلي (غفرالله کل ذنبه و مخرجه)در پايان رو به بهترين دانشجوي حاضر در کلاس که به دلايل امنيتي از ذکر نام او خودداري ميکنيم کرد و گفت آقاي ... فيلسوفانه نگاه ميکني؟آن دانشجوئي هم که ما به دلايل امنيتي از ذکر نامش خودداري کرديم در پاسخ به اين حرف دکتر يکي دو جمله ي فيلسوفانه گفته و کلاس را پريشان خاطر کرد.در پايان اين پست از کليه عزيزاني که ما را در ساختن اين فيلم ياري کردند تشکر و قدرداني از زحمات بي شائبه فرد فرد شما غيور پروران عرصه علم و فناوري هسته اي خواهيم رفت . |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم اسفند 1386ساعت 8:2 توسط ساده |
|
|
الحمدلله این ترم کلاس جامعه شناسی هنر مملو از نخبگان و فجرآفرینان عرصه قلم و دموکراسی! است من نیز به گفته خیلیها یکی از آنها هستم(فاضلی:۱۳۸۶ و سایر اساتید:۲۰۰۷) کلاس ما ساعت ۱۷:۱۰به وقت تهران و ۱۷:۲۵ به وقت گرینویچ(۲۴ساعت و ۱۵دقیقه اختلاف) در یکی از دانشگاههای خوب جهان برگزار میشود و بر چشم بد هم لعنت! در جلسه ابتدائی این ترم جناب آقای دکتر نعمت الله فاضلی(علی نبینا و آله و علیه السلام) به گزارش و شرح درس و چیستی جامعه شناسی هنر و ادبیات پرداخت و از دانشمندان و علمای حاضر در جلسه نظراتشان را در مورد این درس جویا شد.دانشمندان حاضر در جلسه نیز که به شدت صاحب نظر بودند با دقت تمام شروع به نظر دادن کردند.ما نیز برای اینکه شما را از سطح علمی و عقلی کلاس آگاه کنیم تعدادی از نظرات دانشمندان کلاس را به صورت کاملا تصادفی و بدون گزینش برای شما نقل می کنیم. سوال:چه انتظاری از درس جها دارید؟ آقای الف.صاد.افکن:به نظر من این درس باید به مردم جهان بگوید که چطور از آثار هنری و ادبی به نحو احسن استفاده کنند آقای دکتر فاضلی:درسته ولی من پرسیدم شما چه انتظاری دارید؟ آقای الف.صاد.افکن:ها؟! آقای عین.ب متخلص به برقعی:روش شناخت پدیده های علمی و هنری را باید به ما یاد بدهد. آقای عین رضا سبق:ببینید استاد من کاری به سوال شما ندارم چون نشنیدم چه سوالی پرسیدید ولی در کل من یه سوال دارم اینکه آیا هنر جامعه رو میسازه یا جامعه هنر را؟ خانم شین فرزاد میم:من فکر میکنم ما در این کلاس باید به زمینه های تکوین یک اثر هنری بپردازیم. استاد فاضلی:آفرین به شما دانشجویان و دانشمندان عزیز و سرسبز خطه دلاورخیز جام جهان نما!!! در ادامه این مباحث جناب دکتر فاضلی که از اساتید بنام رشته مطالعات فرهنگی در ایران و نیمی از جهان هستند به بحث راجع به وظایف و تکالیف دانشجویان پرداختند که از جمله آن وظایف نقد یک اثر هنری و خلق یک اثر هنری مانند عکاسی یا فیلمسازی و غیره میباشد. در پست بعدی جلسه دوم درس جها را برایتان توصیف و تبیین و تصویر میکنیم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم اسفند 1386ساعت 8:30 توسط ساده |
|
|
سلام و سلام و سلام به خوانندگان عزیز و دوست داشتنی وبلاگم(مثل مجریهای برنامه کودک) من که از دیدن شما خوشحالم حالا شما رو نمیدونم. این وبلاگ رو زدم برای درس جها کلاس استاد فاضلی و تصمیم دارم صورت جلسه های هر هفته رو به زبان طنز تو این وبلاگ بذارم اگه خواستید بیاید بخونید. همینه که هست!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم اسفند 1386ساعت 7:48 توسط ساده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
تو به من خندیدی، قلب من باز گریست
قلب من باز ترک خورد و شکست |
| پیوندهای روزانه |
|
سايت بچه هاي مسلمان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
من در سایت لوح وبلاگ ديگر من مطالبات انقلاب فرهنگي رئيس کل العالم المعظم و الاستاذ الکرام حاج عليرضا سبقتي الکبير قدس الله نفسه الزکيه دام افکن |
|
RSS
|