<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>به زبان خودم</title>
<link>http://sadegim.blogfa.com/</link>
<description>فعلا همینطوری</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 06 Dec 2008 09:19:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اینجا نیز تخته شد</title>
<link>http://sadegim.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>سلام به همه خوانندگان وزین وبلاگم!
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از امروز هرگاه قصد این را داشتید که سراغی از من کمترین بگیرید! به این آدرس مراجعه کنید زیرا فردیت من در آنجا تبلور یافته است. منتظرتان هستم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;        &lt;A href=&quot;http://eghbaali.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;تجلی فردیت من!؟&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Dec 2008 09:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadegim&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>sadegim</dc:creator>
<guid>http://sadegim.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود چه اتفاقی می افتاد؟!</title>
<link>http://sadegim.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمیدانم آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که بخواهید در ذهنتان عدم وجود یک پدیده ی مهم و موثر را تصور کنید و از خود بپرسید که &quot;اگر فلان چیز نبود چه اتفاقی می افتاد؟&quot; اما در مورد خود من خیلی از این موارد پیش آمده است به طوریکه می توانم ادعا کنم در مورد تمامی پدیده های مهم این تصور را در ذهنم صورت داده ام و البته در کنار آن به کارهای دیگرم نیز رسیده ام!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی از آن پدیده های مهمی که در ذهنم عدم وجودش را تصور کرده و به نتایج قابل قبولی! رسیدم دانشگاه علامه طباطبائی بود و با این سوال که &quot;اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود چه اتفاقی در جهان می افتاد؟&quot; شروع به فعالیت ذهنی کردم و نتایجی هم به نوبه خود حاصل شد که به فراخور این مطلب و نیز ظرفیت فیلترهای موجود در اختیار شما عزیزان قرار خواهد گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از آنجائیکه &quot;عدم وجود&quot;، مقوله ای نیست که به صورت عینیت یافته محقق شده باشد و صرفا در ذهنیت افراد انتزاع می شود و انتزاع یک امر در ذهن، طبیعتا به تعیّن آن در خارج از ذهن نمی انجامد! ما مجبور شدیم برای یافتن پاسخ سوال فوق، ابتدا اتفاقاتی را که با بودن دانشگاه علامه طباطبائی به وقوع پیوسته است را مشخص نمائیم تا به صورت کاملا منطقی و بی چون و چرا خلاف آن اتفاقات را در صورت عدم وجود دانشگاه علامه طباطبائی متصور شویم!(اگر متوجه شدید یک صلوات بلند!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود این اتفاقات رخ می داد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- به خطر افتادن امنیت خاورمیانه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همانطور که می دانید دانشگاه علامه طباطبائی بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه می باشد. پس اولین نتیجه ای که می گیریم این است که اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود قطعا این افتخار نصیب یک دانشگاه دیگر می شد چون بالاخره خاورمیانه ی به این بزرگی باید حتما یک &quot;بزرگترین دانشگاه علوم انسانی&quot; داشته باشد و گرنه زمینه ی مساعد برای حضور استکبار جهانی در منطقه سوق الجیشی خاورمیانه فراهم خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- ناتمام ماندن پروژه عظیم جنبش نرم افزاری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حال حاضر بخش عظیم و یا حتی بخش اعظمی ! از پروژه تولید علم در کشور توسط دانشگاه علامه طباطبائی در دست انجام می باشد و بیم آن می رود که تا چند سال آینده تمام زحمت این پروژه بر دوش این دانشگاه گذارده شود. برای درک بهتر این ادعای ما می توانید به رقم بودجه پژوهشی این دانشگاه در آغاز سال و رقم باقیمانده از بودجه در پایان سال مراجعه نمائید. در ضمن این دانشگاه سالانه بیش از ده هزار جلد کتاب و صدها هزار عنوان مقاله را از درون خود به بیرون منتشر می کند و در اکثر حوزه های علوم انسانی تا حدود زیادی به خودکفائی علمی رسیده است به طوری که تمامی اساتید برای افزایش سطح علمی دانشجویان صرفا به جزوه های غنی خود اکتفا نموده و دانشجو را تا خرخره در علم فرو می برند! پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود پروژه تولید علم ناتمام می ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- افزایش نرخ بیکاری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دانشگاه علامه طباطبائی طبق آمار منتشر شده در سایت این دانشگاه، چیزی حدود 80هزار عدد کارمند اداری، 35 هزارتا کادر خدماتی، 450 هزار قبضه مامور حراست! و نیز به تعداد انگشتان دست اعضای هیات علمی و استاد دارد. و این در حالیست که تعداد دانشجویان روزانه و شبانه این دانشگاه چیزی بالغ بر 3 میلیون نفر می باشد. پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود نرخ بیکاری افزایش می یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4- عدم تدوین نقشه جامع علمی کشور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این دانشگاه به دلیل داشتن اعتبار و سطح بالای علمی در رشته علوم اجتماعی، به عنوان مجری تدوین نقشه جامع علمی کشور در رشته علوم اجتماعی انتخاب شده است. بد نیست بدانید که به دلیل عدم مقارنت سطح این نقشه و سطح علمی اساتید علوم اجتماعی این دانشگاه، تدوین این نقشه به دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکتری واگذار گردید و هم اکنون به حول و قوه الهی نقشه آماده بهره برداری می باشد. پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود نقشه جامع علمی کشور ابتر می ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5- بالا رفتن سن ازدواج&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همانطور که مستحضر هستید در جامعه فعلی ما امر ازدواج به راحتی برای جوانان میسر نیست و مشکلاتی از قبیل اشتغال و مسکن و تحصیلات عالیه در پیش روی جوانان و بخصوص دانشجویان این مملکت قرار دارد. دانشگاه علامه طباطبائی با یک ابتکار جالب توانسته است تا حدودی این مشکل را حل کرده و امر ازدواج را برای جوانان عزیز شیرین سازد. ابتکار جالب این دانشگاه همانا خوابگاه متاهلی ، خانه فرهنگ و بورس تحصیلی می باشد که تحت نظارت مستقیم ریاست محترم و دلسوز دانشگاه به رفع مشکلات مسکن ، اشتغال و تحصیلات عالیه دانشجویان و غیر دانشجویان(!) عزیز می پردازد. پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود سن ازدواج جوانان بالا می رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6- عدم بهبود وضعیت اقتصادی کشور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چندی پیش حدود60 تن از اقتصاددانان کشور نامه ای را خطاب به رییس جمهور کشور نوشتند و به نسبت به برخی از مشکلات اقتصادی کشور هشدار دادند و رئیس جمهور عزیز و محترم نیز نامه را خوانده و آن را در جهت بهبود وضعیت اقتصادی کشور به اجرا گذاشت. نکته ای که ما قصد اشاره به آن را داریم این است که حدود یک چهارم امضاکنندگان آن نامه از اساتید اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی بودند لذا دانشگاه علامه در ساختن وضعیت اقتصادی مطلوب کشور در حال حاضر سهم بسزائی داشته است. پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود وضعیت اقتصادی کشور بهبود نمی یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;7- پیش آمدن یک چنین سوآلی برای ما&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در مورد این قسمت صرفا به طرح یک سوال اکتفا می کنیم و از محل متواری می شویم آن هم اینکه اگر انجمن اسلامی طیف علامه نبود آیا ... اتفاق می افتاد؟ پس اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود انجمن اسلامی طیف علامه ای هم نبود و طبیعتا ... هم اتفاق نمی افتاد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;8- ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود فرقی نمی کرد که رئیس جمهور ایران چه کسی است زیرا حتی با آمدن احمدی نژاد و حاکم شدن اصولگرایان هم بسیج دانشجوئی علامه به این حال و روز در نمی آمد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اینهائی که در بالا ذکر شد به قول &quot;مرتن&quot; کارکردهای آشکار این دانشگاه بود و کارکردهای پنهان آن نیز در حد مجاز اینها می باشد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود قطعا دانشکده علوم اجتماعی هم نبود و به تبع آن فمینیستهای دانشکده هم نمی توانستند مراسم هشت مارس را با کمال آرامش در وسط حیاط برگزار کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود نه کسانی بی تقوا و نه کسان دیگری &quot;ببو گلابی&quot; خطاب می شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود این همه گوشت گاو و ...  توسط دانشجویان در سلف خورده نمی شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود قیمت خانه های مجاور ساختمان دانشگاه ترقی نمی کرد!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود شاید حتی بحران اقتصادی گریبانگیر نظام سرمایه داری نمی شد چون این دانشگاه بیشتر از هر جای دیگری کارگر و مارکسیست دارد!!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود شاید هیچ وقت « گشت ارشاد » هم پدید نمی آمد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود شورای عالی انقلاب فرهنگی خبطی را مرتکب نمی شد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اگر دانشگاه علامه طباطبائی نبود خیلی بد می شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته این دانشگاه طبیعتا با تحلیل کارکردگرایانه &quot;یورگن امیل مرتن&quot; دارای کژکارکرد نیز می باشد که ما قصد داریم سراغ آنها نرویم تا منتشر شویم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Dec 2008 16:53:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadegim&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>sadegim</dc:creator>
<guid>http://sadegim.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شرمنده نامه!</title>
<link>http://sadegim.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شاکی نشوید لطفا!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;طنز به دلیل عدم موافقت سردبیر نشریه &quot;مسلمان امروز&quot; وابسته به بسیج دانشجوئی دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبائی از روی صفحه وبلاگ حذف و به روی صفحه دکستاپ کامپیوترم منتقل شد!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نگران نباشید این طنز در شماره دوم نشریه در آذر ماه چاپ خواهد شد و شما و خانواده های محترمتان را از نگرانی در خواهد آورد!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از شما به دلایل مقتضی! پوزش می طلبم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Nov 2008 16:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadegim&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>sadegim</dc:creator>
<guid>http://sadegim.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای وهم سبز</title>
<link>http://sadegim.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این متن نه مقاله است و نه حتی یک یادداشت منسجم! بلکه صرفا به منظور مطالعه ی خانم واحدی و افزایش سطح اطلاعات ایشان تهیه شده است لذا مخاطب اصلی متن ایشان می باشند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سلام خانم واحدی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توضیحاتی را که قصد داشتم در آن جلسه کذائی خدمت شما عرض کنم تا اگر خواستید اظهار نظری در مورد اسلام در یک جمعی بکنید، حرفی برای گفتن داشته باشید را در این نوشته کوتاه برایتان می نویسم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مشکل ما و شما در این است که شما هم مدرنیته را می خواهید و هم اسلام را. و جالب اینجاست که برای جمع کردن این دو سعی در تطبیق دادن اسلام با مدرنیته دارید. اما ما هم اسلام را می خواهیم و هم مدرنیته را(آنانی که به این ادعای من می خواهند خرده بگیرند بدانند که بنده الان در مقام بحث برون گفتمانی هستم و نه در مقام بحث درون گفتمانی)و جالب اینجاست که ما سعی در تطبیق مدرنیته با اسلام را داریم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حال کمی دقت در این تفاوت من و شما این نکته ها را در بر دارد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بند1- مبنای شما در برخورد نظری و حتی رفتاری با چیزها(اعم از پدیده های عینی و ذهنی) شامل مواردی چون &quot;عقل خودبنیاد&quot; ، &quot;خرد جمعی&quot; ، &quot;تجربه&quot; و سایر دستآوردهای بشری می باشد و هر آنچه را که با این ها در تضاد قرار گیرد از سوی شما نفی و مورد تمسخر واقع می شود! اما مبنای ما علاوه بر شامل شدن این موارد، چیز دیگری به نام &quot;دین&quot;(قران، سنت، ولایت) را نیز شامل می شود که اتفاقا سایر موارد را نیز تحت الشعاع و در طول خود قرار می دهد و در صورت تعارض یافته های هر یک از این منابع با آن، این منابع هستند که از سوی ما مورد نفی واقع می شوند. مثالی را خدمت شما عرض می کنم: در پارادایم شما خوب یا بد بودن &quot;شرب خمر&quot; منوط بر این است که شما با منابع خودتان که در بالا ذکر کردم به نتیجه برسید و اگر در آن منافعی یافتید آن را خوب و اگر در آن مضراتی یافتید آن را بد قلمداد می کنید. اما در پارادایم ما، بد یا خوب بودن شرب خمر را دین ما مشخص می نماید &quot;یسئلونک عن الخمر و المیسر...&quot;(219بقره) و حتی اگر دانشمندان بزرگ! با مطالعات و تحقیقات فراوان به این نتیجه برسند که شرب خمر خیلی خوب است باز هم ما شرب خمر را بد تلقی می کنیم(که البته این از نظر شما احمقانه است اما ما با عقل به این نتیجه رسیده ایم که ترجیح دادن عقل بشر به عقل خدا! احمقانه است)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تبصره: در مورد ادعای فوق شاید سوال کنید که اگر در یک مساله ای حکمی در قران موجود نباشد آن گاه باید چه کرد؟ پاسخ این است که به سنت که شامل احادیث و سیره معصومین (ع) می شود رجوع خواهیم کرد. و باز سوال می پرسید اگر در آن نیز یافت نشد چه؟ پاسخ خواهید شنید که به &quot;اجتهاد&quot; یا همان &quot;ولایت عصر&quot; رجوع می شود سوال می کنید ولایت عصر دیگر چه صیغه ایست؟! به شما می گویم شما که از محوری ترین اصلی که در دین وجود دارد بی خبرید چرا در مورد دین اظهار نظر می فرمائید؟! جواب را در بندهای دیگر بخوانید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بند2- ما این جهان را فانی و آنرا طفیلی جهان باقی دیگر که قیامت نام دارد، می دانیم و لذا حضورمان را نیز در این جهان با حضور در جهان دیگر معنا می دهیم و در غیر این صورت زندگی در این جهان را پوچ و عبث می دانیم. این طرز نگاه به دنیا در برنامه ریزی هایمان برای زندگی دنیوی نیز تاثیر می گذارد. ما دنیا را مزرعه آخرت می دانیم بدین معنی که دنیا و زندگی دنیوی را بی اهمیت نمی دانیم و زندگی در آن را غنیمت می شماریم هر چند برای آن اصالتی قائل نیستیم. اما شما این جهان را فارغ از غیر تعریف نموده و به آن اصالتی تام بخشیده اید و هر چه هست و نیست را محدود به همین دنیا و همین زندگی می دانید لذا زندگی شما و برنامه ریزیتان برای آن با ما متفاوت است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تبصره: این اختلاف در نوع نگاه به دنیا باعث این تفاوت می شود که: ما چون قصد رفتن داریم بیشتر دنبال جمع آوری آذوقه برای سفر هستیم و شما چون قصد ماندن دارید همّ و غم تان در ساختن و لذت بردن در همین جهان خلاصه می شود. و طبیعتا هر آنچه که مانع کامیابی های شما از لذتها و تمتعات این جهان گردد برای شما طرد شدنی ست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بند3- ما خلقت هستی را هدفمند و از سوی خالقی مدبر و حکیم می دانیم و اجزای هستی را مرتبط با کلیت ناظر بر آن می دانیم و بدون در نظر گرفتن هدف غائی خلقت، اجزای هستی را معنا نمی کنیم. اما شما نگاهی جزئی نگر به جهان داشته و سعی در تعریف اجزاء هستی به صورت جزء حزء و یافتن معنای هر یک به تنهائی هستید و در صورت عدم یافتن معنای آنها سعی در ارائه حدسها و تحلیلهای ساختگی برای اقناع و ارضای حس کنجکاوی و حقیقت جوئی بشر می زنید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تبصره: مثالی را برایتان عرض می کنم: ما تفاوتهای میان زن و مرد را دلیل بر هدفمند بودن خلقت و مایه انسجام و بقای هستی می دانیم و این تفاوتهای تکوینی را موثر بر تفاوتهای تشریعی میان آنها می دانیم اما شما به دلیل ناتوانی در تبیین حکمت و مصلحت تفاوتهای موجود میان زن و مرد، ناگزیر در ارائه تحلیلهائی چون &quot;زن، زن متولد نمی شود بلکه توسط جامعه ساخته می شود&quot; و تحلیلهای جالب دیگر میشوید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بند4- ما انسان را مخلوق خدا می دانیم و کمالش را در عبودیت و بندگی تعریف می کنیم و تمام شئون زندگی او را مطابق با میل و خواسته خالق او برنامه ریزی می کنیم و تعریف بندگی را نیز به خود خدا می سپاریم نه میل و تعریف خودمان! اما شما در صورت پذیرفتن این نکته، قائل به اراده و میل مستقل انسان از خالقش هستید و کمال انسان را مطابق با خود انسان تعریف می نمائید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بند5- ما عدالت را به معنی برابری و تساوی و یا تشابه نمی دانیم(یعنی نه برابری نه تشابه و نه تساوی) بلکه عدالت را در تناسب می دانیم. ما معتقدیم که اگر تفاوت منجر به تفاوت شود و تساوی منجر به تساوی شود عدالت رخ داده است و اگر تفاوت به تساوی منجر شود بی عدالتی است. اما شما معتقدید عدالت یعنی برابری و تساوی و تشابه! و در غیر اینصورت بی عدالتی رخ داده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تبصره:مثال: ممکن است در جامعه ای افرادی معلول و افرادی سالم وجود داشته باشند. ما این تفاوت صرف را بی عدالتی و ظلم خالق تلقی نمی کنیم و بی عدالتی را آنجائی می دانیم که از هر دو انتظار برابر و مساوی برود. طبیعی است که از یک معلول انتظاراتی را که از یک فرد سالم می رود نباید داشت و اگر داشته باشیم بی عدالتی کرده ایم. ما این آیه را مبنای تعریفمان از عدالت می دانیم: «لایکلف الله نفسا الا وسعها» یعنی از هر کسی اندازه وسعش انتظار می رود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تبصره: ما تفاوتهای تکوینی و تشریعی را فاقد ارزش می دانیم و چیزی که برای ما دارای ارزش است همانا تفاوتهای اکتسابی می باشد. میان زن و مرد، سالم و معلول، ضعیف و قوی، فقیر و غنی، باهوش کم هوش، عرب و عجم و غیره تفاوت ارزشی وجود ندارد و آنچه که مبنای ارزش گذاری است همانا این آیه از قران است که: «... انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقکم...» اما شما به دلیل نگاه جزئی نگر و منقطع به هستی، تفاوتها را برنمی تابید!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بند6- ما به دلیل اینکه انسان را بنده و عبد تعریف می کنیم او را مامور به تکلیف می دانیم و نه مامور به نتیجه. یعنی برای ما رعایت و انجام تکلیف توسط انسان دارای ارزش است و نه لزوما رسیدن به نتیجه. اما شما نتیجه را البته با تعریف خودتان، مهم و حیاتی می پندارید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بند7- ما معتقدیم خداوند قوانین و احکامش را برای نوع انسانها صادر فرموده اند و نه برای تک تک افراد. زیرا در غیر اینصورت قران را مثنوی هفتاد من می یافتیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بندهای دیگری هم در پارادایم ما وجود دارد که به دلیل نگنجیدن در این مقال از ذکر آنها معذوریم. و در صورت تمایل به دانستن آنها می توانید روی کمک بنده به عنوان &quot;تئوریسین دنیای اسلام&quot; حساب نمائید!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خوشحال می شوم اگر نقدی دارید با ذکر آدرس نقد مرا مطلع نمایید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Nov 2008 09:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadegim&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>sadegim</dc:creator>
<guid>http://sadegim.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>متنفرم</title>
<link>http://sadegim.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=6&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;یه روزی به همه تون میگم که ازتون&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=7&gt;متنفرم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Nov 2008 05:26:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadegim&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>sadegim</dc:creator>
<guid>http://sadegim.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه جمعی از طنزنویسان مطبوعاتی در مخالفت با استیضاح دکتر کردان:</title>
<link>http://sadegim.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شور و نشاط سياسي از ملزومات داشتن جامعه‌اي سالم و پوياست و بدون شور و نشاط سياسي جامعه‌اي سالم و پويا پديد نمي‌آيد و بدون داشتن جامعه‌اي سالم و پويا شور و نشاطي نيز در ميان نخواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هرازچندگاهي در فضاي سياسي کشور زمينه‌هايي براي ايجاد و گسترش شور و نشاط سياسي پديد مي‌آيد که پاسداشت و حفظ و استمرار آنها وظيفۀ ملي و بلکه ميهني افراد و نهادهاي جامعه است. زمينه‌هايي که کليه افراد و نهادهاي جامعه بايد بر اساس وظيفه ملي و بلکه ميهني خود آنها را پاس دارند و در حفظ و استمرارشان بکوشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اينجانبان، امضاکنندگان اين بيانيه، ضمن ابراز نارضايتي شدید از استيضاح جناب آقاي &lt;STRONG&gt;«دکتر علي کردان»&lt;/STRONG&gt;، خواستار حضور مستمر و سبز ايشان در صحنه سياست و مديريت کشور مي‌باشيم و از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي که برآيند خواسته‌هاي قاطبه ملت و از جمله ما مي‌باشند، خواهشمنديم با دادن رأي منفي به استيضاح &lt;STRONG&gt;«دکتر علي کردان»&lt;/STRONG&gt;، از انهدام فضاي شور و نشاطِ حاصله از ايشان جلوگيري نموده، جامعه ايران را نسبت به ادامه و امتداد فضاي شور و نشاط سياسي اميدوار نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; با تشکر و امتنان فراوان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;جمعي از طنزنويسان مطبوعاتي&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Oct 2008 12:55:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadegim&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>sadegim</dc:creator>
<guid>http://sadegim.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صورت جلسه هاي فرهنگي جلسات فرهنگي مديران فرهنگي!</title>
<link>http://sadegim.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صورت جلسه اول&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                           بسمه تعالي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;                                                    بهترين عبادت کسب رزق حلال است&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                                                      پيامبر اکرم(ص)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متن صورت جلسه نوآوري و شكوفائي فرهنگ با حضور وزير و معاونين و مشاوران.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حاضرين جلسه: وزير ، معاون وزير، معاون اجرائي وزير، دبير وزير ، مدير كل وزير، مشاور وزير در امور شكوفائي، مشاور وزير در امور نوآوري نماينده مشاوران جوان وزير، راننده وزير، محافظ وزير، معتمدين وزير و همكاران وزير در مراكز استانها.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;غائبين جلسه: همه آمده بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تاريخ جلسه: 1/1/87 ساعت 11صبح(پس از پيام نوروزي)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ابتداي جلسه وزير محترم در مورد لزوم نوآوري و شكوفائي به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان ابتدا با اشاره به اينكه سال جديد سال پركاري براي فرهنگ كشور خواهد بود افزودند: بنده قبل از اينكه امسال سال نوآوري و شكوفائي ناميده شود قصد داشتم در سال جديد دست به نوآوري و شكوفائي بزنم. وزير محترم در ادامه سخنان خود گفتند: امسال قصد ما اينست كه با رويكرد جديد و تازه اي به کارها بنگريم و كارهاي نو و شكوفا شده اي را انجام دهيم ولي قبل از آن بهتر است که مشخص کنيم تلفظ صحيح این کلمه شِکوفائي است يا شُکوفائي؟. وزیر محترم همچنین بر لزوم برگزاری همایش ها و سمینارها با موضوعیت نوآوری و شکوفائی تاکید کرده و افزودند نوآوری و شکوفائی بدون کار تئوریک و مطالعات پژوهشی فراوان امکانپذیر نخواهد بود. همچنين ايشان بر لزوم تشكيل جلساتي با موضوع نوآوري از سوي ستادهاي ذيربط تاكيد كردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در 15 دقيقه پاياني هر كدام از حاضرين به رئوس مطالب و پيشنهادات خود اشاره اي داشتند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مصوبات اين جلسه به شرح زير مي باشد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- مکاتبه با فرهنگستان ادبيات فارسي براي مشخص شدن تلفظ صحيح کلمه شکوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- لزوم حفظ و تقويت آرمانهاي فرهنگي انقلاب و امام راحل با محوريت نوآوري و شكوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- گسترش فرهنگ خوب و سالم در جامعه با تاكيد بر نوآوري و شكوفائي فرهنگي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4- مقابله با تهاجم فرهنگي غرب با محوريت نوآوري و شكوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;43- تغییر نام ستاد اتحاد ملی و انسجام اسلامی به ستاد نوآوری و شکوفائی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;44- برگزاری همایش و سمینارهای جهانی حول محور نوآوری و شکوفائی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;44- تشکیل کلاسهای آموزشی و پژوهشی به منظور افزایش ظرفیتهای مطالعاتی جول محور نوآوری و شکوفائی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;82- افزايش 30 برابري بودجه فعاليتهاي قرآني با تاكيد بر نگاه نوآورانه به قرآن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;83- تاكيد بر ضرورت تشكيل جلسات شكوفائي فرهنگ توسط همه دستگاههاي ذيربط در عرصه فرهنگ با محوريت نوآوري و شكوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در پايان به دليل غلبه جو نوآوري و شكوفائي، از حاضران پذيرائي به صرف سمبوسه و سس لبناني صورت گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صورت جلسه دوم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                          بسمه تعالي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;                                                            پاکيزگي جزيي از ايمان است&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                                                   پيامبر اکرم(ص)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متن صورت جلسه نوآوري و شكوفائي فرهنگ با حضور مديران کل و معاونين و مشاوران&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حاضرين جلسه: مدير كل، معاون مدير كل، معاون اجرائي مدير كل، مشاور مدير كل در امور شكوفائي، مشاور مديرکل در امور نوآوري، راننده مديرکل، معتمدين مديرکل و ساير دست اندركاران مدير كل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;غايبين جلسه: همه آمده بودند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تاريخ جلسه: 1/1/87 ساعت 14 بعدازظهر(بعد از جلسه اول)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ابتداي جلسه مدير كل محترم در مورد لزوم نوآوري و شكوفائي به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان با تاكيد بر سخنان وزير محترم گفتند: تمامي نهادهاي وابسته از اين به بعد موظف هستند اقدامات نوآورانه اي را در عرصه فرهنگ انجام دهند.ايشان همچنين افزودند: همه دستگاههاي اجرائي بايد اقدام به تشكيل چنين جلساتي با محوريت شكوفائي نموده و تصميمات لازم را جهت اجرائي شدن مصوبات اتخاذ نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در پايان جلسه صحبتهاي سايرين به دليل ضيق وقت به جلسه بعدي موكول شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مصوبات اين جلسه به شرح زير مي باشد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- تاكيد بر سخنان وزير محترم با محوريت نوآوري و شكوفائي فرهنگي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- لزوم حفظ و تقويت آرمانهاي فرهنگي انقلاب و امام راحل با محوريت نوآوري و شكوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- گسترش فرهنگ خوب و سالم در جامعه با تاكيد بر نوآوري و شكوفائي فرهنگي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4- مقابله با تهاجم فرهنگي غرب با محوريت نوآوري و شكوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;42- پیگیری نامه ارسال شده به فرهنگستان ادبیات فارسی با محوریت نوآوری و شکوفائی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;43- نصب بیلبوردهای فرهنگی در سطح شهر با محوریت نوآوری و شکوفائی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;124- تاكيد بر برگزاري جلسات اجرائي صرف براي اجراي مصوبات و پرهيز از كلي گوئي با محوريت نوآوري و شكوفائي.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در پايان پذيرائي به صرف آيس پك از مسئولين مربوطه صورت گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صورت جلسه سوم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                           بسمه تعالي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;                                                      به پدر و مادر خود احترام بگذاريد&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                                                        قران کريم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متن صورت جلسه نوآوري و شكوفائي با حضور مسئولان ستادها و دستگاههاي اجرائي.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حاضرين جلسه: مسئول ستاد، معاون ستاد، معاون اجرائي ستاد، مشاور مدير ستاد، همکاران مدير ستاد و ساير عوامل اجرائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;غائبين جلسه: باز هم همه بودند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تاريخ جلسه: 1/1/87 ساعت 16 بعدازظهر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ابتداي جلسه مسئول ستاد در مورد لزوم نوآوري و شكوفائي به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان با تاكيد بر سخنان مديركل محترم گفتند: ما بايد تا جائي كه امكان دارد فرهنگ را شكوفا كنيم و نيز فرهنگ نوآوري را در ميان مردم نهادينه نمائيم.ايشان با تاكيد بر اينكه ما فقط موظف به اجراي مصوبات هستيم افزودند: ديگر زمان حرف زدن به پايان رسيده است و ما فرصت زيادي در پيش نداريم و به نظر مي رسد بايد تمام همت خود را صرف اجرا نمائيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در پايان به هر كدام از حاضرين فرصت داده شد تا مطالب خود را به صورت كتبي به مسئول مربوطه منتقل كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مصوبات اين جلسه به شرح زير مي باشد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- تاكيد بر سخنان مدير كل محترم با محوريت نوآوري و شكوفائي فرهنگي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- لزوم حفظ و تقويت آرمانهاي فرهنگي انقلاب و امام راحل با محوريت نوآوري و شكوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- گسترش فرهنگ خوب و سالم در جامعه با تاكيد بر نوآوري و شكوفائي فرهنگي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4- مقابله با تهاجم فرهنگي غرب با محوريت نوآوري و شكوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;45- تعويض استکان ها و ليوان هاي اداره با محوريت نوآوري و شکوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;46- تغيير يونيفرم کارمندان حراست و کادر نظافتي اداره با محوريت نوآوري و شکوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;47- تغيير ساعات کار اداري از 8صبح به 8:30صبح با محوريت نوآوري و شکوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;48- ايجاد تنوع در برنامه غذائي کارمندان اداره با محوريت نوآوري و شکوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;124- لزوم فاصله انداختن بين نماز جماعت ظهر و نماز جماعت عصر با محوريت نوآوري و شکوفائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در پايان جلسه پذيرائي به صرف چاي و قليان از حاضرين صورت گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                         &lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;چاپ شده در نشريه راه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Oct 2008 10:55:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadegim&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>sadegim</dc:creator>
<guid>http://sadegim.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طنزی برای دانشگاه علامه</title>
<link>http://sadegim.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دانشگاه علامه طباطبائي يكي از معروفترين و معتبرترين مراكز علمي جهان است به طوري كه نامش به همراه دانشگاههاي بزرگ جهان چون هاروارد و آكسفورد در مجامع علمي برده ميشود.البته در حدود سه، چهار سالی است که نامش در مقابل نامهایی چون &quot;صفر پنج کرمان&quot; ، &quot;عجب شیر&quot; ، &quot;سیرجان&quot; و &quot;دانشکده افسری امام علی(ع)&quot; نیز برده می شود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ساختمان مرکزی اين دانشگاه در کنار اتوبان همت و در دهکده المپیک واقع است اما دانشکده های آن هر کدام در نقطه اي دوردست از شهر شلوغ تهران واقع شده است كه براي پيدا كردن آن نه تنها كتاب اول بلكه كتاب دوم و سوم هم هيچ كمكي به دانشجو نميتواند بكند.&lt;BR&gt;اكنون به همراه شما وروديهاي جديد به دانشگاه ميرويم و سعي ميكنيم مواردي را كه بايد از اينجا بدانيد برایتان بازگو کنیم.&lt;BR&gt;از درب ورودي دانشگاه كه واريد ميشويد حتما كارت دانشجوئي خود را به همراه داشته باشيد و گرنه از ورود شما به داخل دانشگاه ممانعت به عمل ميايد حتي اگر ورودي امسال باشيد و هنوز ثبت نام نكرده باشيد بايد كارت دانشجوئي همراه داشته باشيد.خواهش ميكينم از ما سوال نكنيد به ما ربطي ندارد اگر اعتراضي داريد كتبي بنويسيد انشالله پيگيري خواهد شد.&lt;BR&gt;بعد از اينكه وارد دانشكده شديد سعي كنيد آرامش خودتان را حفظ كنيد و تعجب نكنيد. ما به شما اطمینان می دهیم که راه را اشتباه نیامده اید و دانشگاه علامه طباطبائی همین جاست. باید بدانید که بخش اعظمی از بودجه این دانشگاه در چند سال اخیر صرف امور ساختمان سازی شده است و به امید خدا ساختمانهای اینجا تا قبل از اینکه شما فارغ التحصیل شوید آماده بهره برداری خواهد بود. &lt;BR&gt;از هرچه بگذريم سخن دوست خوشتر است.حالا نوبت ميرسد به مهمترين و حياتي ترين جاي اين دانشگاه. سعي كنيد براي خودتان شخصيت قائل باشيد و براي پيدا كردن wc از كسي سوال نپرسيد فقط كافيست چشم دلتان را باز كنيد تا بتوانيد به راحتي گمشده خود را پيدا كنيد.من همينجا به شما يك مژده ميدهم كه خيالتان راحت باشد اين دانشگاه و دانشکده های آن به اندازه تعداد كلاسها دستشوئي دارد و از اين بابت از شرمندگي نخبه هاي مملكت درآمده است.&lt;BR&gt; خب.خسته نباشيد!حال كه رنگ و رويتان باز شده و فكر و ذكر ديگري نداريد بهتر است سری به ساختمانهای این دانشگاه بزنیم. این ساختمان را که می بینید(منظور از این ساختمان اول است) متعلق به کادر اداری و غیر اداری دانشگاه می باشد. در این ساختمان که به نوعی قلب دانشگاه محسوب می شود ارگانهائی از قبیل حراست، فرماندهی دانشگاه! و اتاق مدیران و معاونان آموزشی و اداری وجود دارند که تصادفا فعالیت آنها با یکدیگر هم پوشانی دارد و در نهایت همه آنها یک کار انجام می دهند که البته و صد البته آن یک کار چیزی جز خدمت به دانشجویان عزیز نیست!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همانطور که قبلا هم اشاره شد به لحاظ علمی و اکادمیک، این دانشگاه سایر دانشگاههای کشور و حتی جهان را به خاک سیاه نشانده است به طوریکه علاوه بر هیات علمی آن، تک تک کارمندان و خدمه ی این دانشگاه نیز از سطح علمی به شدت بالائی برخوردارند. پیشنهاد می کنم به خودتان ببالید زیرا در این چهار سال به اندازه چهل سال به بار علمی شما افزوده خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ریاست محترم این دانشگاه فردی متدین، روحانی، سید اولاد پیغمبر، شاگرد درس خارج علما و مراجع تقلید، عارف بالله و معتقد به نظام می باشد. ایشان فردی رقیق القلب و مهربان بوده و در عین حال از دافعه ی خیلی خفنی نیز برخوردارند به طوریکه می توان ایشان را مصداق کامل &quot; اشداء علی الکفار و رحماء بینهم&quot; دانست. ایشان بیش از هر فرد دیگری آشنا به امور دانشجویان و اساتید می باشند و از همین جا به وزیر محترم علوم که اتفاقا ایشان هم شخصیتی به غایت علمی دارند و نیز شورای عالی انقلاب فرهنگی و شخص ریاست محترم جمهور بابت انتصاب شایسته این سید عزیز به فرماندهی دانشگاه علامه تبریک عرض می کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این دانشگاه نیز همچون سایر دانشگاههای دیگر دارای چندین و چند تشکل دانشجوئی می باشد که به دلیل متکثر بودن فضای دانشگاه و آزادی بی حد و حصر موجود در این فضا، همه ی آنها به صورت کاملا دموکراتیک و آزاد به فعالیت مشغول هستند. اولین تشکل دانشجوئی بسیج است که متشکل از برادران و خواهران دلسوز و متدین می باشد و هر سال قویتر از پارسال فعالیتهایش را آغاز می کند. این تشکل به شدت مردمی و محبوب با عنایت به سند چشم انداز 20ساله و نیم نگاهی به منشور اخلاقی دانشگاه! سعی در گسترش فرهنگ انقلابی در میان دانشجویان دارد و برای این منظور از هیچ تلاش و مبارزه ای فروگذار نمی کند. البته مسائل دیگری نیز در درون بسیج وجود دارد که وجدانا به شما مربوط نمی شود. دفتر مرکزی این تشکل مردمی در خانه فرهنگ دانشگاه تعبیه شده است و هر دانشکده ای هم به فراخور حال دانشجویان خود اتاقی را به این تشکل به شدت مردمی اختصاص داده است. از اهم فعاليتهاي بسيج ميتوان به حضور مستمر در نماز جماعت،خواندن قران و تعقيبات بعد از نماز،پخش نوار مداحي و نوحه براي اعضاي بسيج در دفتر بسيج،برگزاري نشستهاي علمي با حضور اساتيد بزرگ كشور براي در و ديوار و فعاليتهائي از اين قبيل اشاره كرد. البته چند صباحی است که فعالیتهای بسیج... نه نه ببخشید این حرفها به شما مربوط نمیشه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دومین تشکل دانشجوئی انجمن اسلامی می باشد که به گفته شاهدان عینی، در دو سال اخیر این تشکل از تشکل قبلی مردمی تر و دموکراتیک تر شده است. اعضای این تشکل توسط عده ای از افراد خاص الخاص و معلوم الهویه به ریاست دانشگاه معرفی می شوند و پس از طی شدن مراحل مربوطه به تائید فرماندهی محترم دانشگاه در آمده و سپس برای انتخابات در اختیار عموم قرار می گیرند و از روی اتفاق رای آورده و به مدت یکسال در خدمت اسلام و مسلمین در می آیند. البته انجمن در سالهای گذشته ماهیتی دیگر داشت و فعالیتهای جذابی برای دانشجویان اجرا می کرد مثلا فعالیتهائی از قبیل برگزاري تحصن در حياط دانشگاه به دليل وجود ترافيك سنگين در اتوبان همت، برگزاري تحصن در حياط دانشگاه به دليل نبودن ميرزا قاسمي در برنامه غذائي دانشگاه، برگزاري تحصن در حياط دانشگاه به دليل كشته شدن سهراب به دست رستم، برگزاري تحصن در حياط دانشگاه به دليل برنده نشدن يكي از اساتيد در قرعه كشي بانك ملت و تحصنهاي ديگر. در سال جدید ما نیز از فعالیتهای انجمن اسلامی بی خبریم و مانند شما منتظر ادامه برنامه هستیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یک تشکل دیگر هم در این دانشگاه فعال است که البته دانشجوئی نیست اما دانشجویان در آن فعالیت می کنند و آن جهاد دانشگاهي است كه معمولا گل و بلبل ها در آن جمع ميشوند. دانشجويان زيادي هستند كه بعد از 4سال تحصيل در اينجا هنوز نميدانند كه فعاليت اصلي جهاد چيست لذا ما احتمال ميدهيم كه شما هم بعد از 4سال نخواهيد فهميد. چند نمونه از فعاليتهاي جهاد به شرح زير است 1- برپائي مراسم شب شعر در وسط روز2- برگزاري كلاسهاي زبان،جلسات مشاوره ازدواج، آشپزي(البته براي خواهران)، جلسات مشاوره ازدواج،حافظ شناسي، جلسات مشاوره ازدواج، موسيقي، جلسات مشاوره ازدواج و كلاسهاي ديگري كه نياز باشد3- پذيرفتن سفارشهاي مراسم عروسي،عزا و حاجي خوران با كادر مجرب و فعالیتهائی از این قماش.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دانشگاه علامه طباطبائی مثل دانشگاه صنعتی امیرکبیر از نعمت داشتن نهاد رهبری نیز برخوردار است که به حمدالله نماز جماعت را بدون وقفه برگزار می نماید و خدا را شکر!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در پايان،ذكر چند نكته را لازم ميدانيم&lt;BR&gt;1-با اساتيد كل كل نكنيد زيرا هر چه آنها ميگويند درست است و شما حرف مفت ميزنيد&lt;BR&gt;2-از دستشوئي اساتيد استفاده نكنيد و اگر هم اين كار را كرديد لطفا آب بريزيد&lt;BR&gt;3-سعي كنيد مثل بچه آدم درستان را بخوانيد و به درد جامعه بخوريد و با هم دوست باشيد و از دوران دانشجوئي خود لذت ببريد و در يك كلام آدم باشيد &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 09 Sep 2008 12:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadegim&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>sadegim</dc:creator>
<guid>http://sadegim.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شبیه یک هنر پیشه ی خارجی</title>
<link>http://sadegim.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;مرد از زن كه به شدت احساس زيبايي مي‌كرد، پرسيد:&lt;BR&gt;ـ ببخشيد، شما «شارون استون» نيستين؟&lt;BR&gt;زن با عشوه گفت: نه ... ولي.&lt;BR&gt;و پيش از آن‌كه ادامه بدهد، مرد گفت: بله، فكر مي‌كردم. چون... زن حرفش را بريد، ولي همه مي‌گن خيلي شبيهشم. اينطور نيست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد قاطع گفت: نه، همه اشتباه مي‌‌كنن. به خاطر اين‌كه «شارون استون»، زن خوشگليه، ولي شما متأسفانه اصلا خوشگل نيستين. به همين دليل، من فكر كردم شما نبايد «شارون استون» باشين.&lt;BR&gt;زن تازه فهميد كه رو دست خورده، با عصبانيت فرياد كشيد: بي‌شرف! مگه خودت خواهر و مادر نداري؟&lt;BR&gt;مرد آرام گفت: چرا. ولي اونها هيچ‌كدوم فكر نمي‌كنن كه شبيه «شارون استون» هستن.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زن همچنان معترض گفت: خب، كه چي؟&lt;BR&gt;مرد گفت: چون شما فكر مي‌كردين كه شبيه «شارون استون» هستين، خواستم از اشتباه درتون بيارم.&lt;BR&gt;زن دوباره عصبي شد: برو ننه‌تو از اشتباه درآر.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد همچنان با خونسردي توضيح داد: عرض كردم كه، والده من يه همچي تصوري راجع به خودش نداره، ولي چون شما يه همچي تصوري دارين...&lt;BR&gt;زن فرياد كشيد: اصلا به تو چه كه من چه تصوري دارم.&lt;BR&gt;و كيفش را براي هجوم به مرد بلند كرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد خود را عقب كشيد و خواست كه به راهش ادامه دهد.&lt;BR&gt;اما زن، دست‌بردار نبود و سه، چهار نفري هم كه از سر كنجكاوي جمع شده بودند، ترجيح مي‌دادند دعوا ادامه پيدا كند.&lt;BR&gt;يك نفر به مرد گفت: كجا؟ صبر كنين تا تكليف معلوم بشه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ديگري گفت: از شما بعيده آقا! آدم به اين باشخصيتي! [و به كت و شلوار مرتب مرد اشاره كرد].&lt;BR&gt;و سومي گفت: اين خانم جاي دختر شماست. قباحت داره ولله.&lt;BR&gt;زن بر سر مرد كه از او فاصله مي‌گرفت، فرياد كشيد: هرچي از دهنت دربياد، مي‌گي و بعد هم مثل گاو سرتو مي‌اندازي پايين مي‌ري؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يك نفر پرسيد: چي شده خانوم؟ مزاحمتون شده؟&lt;BR&gt;زن همچنان كه به دنبال مرد مي‌دويد و سه، چهار نفر ديگر را هم به دنبال خود مي‌كشيد، گفت: از مزاحمت هم بدتر. مرديكه كثافت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*****&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در كلانتري پيش از آن‌كه افسر نگهبان پرسشي بكند، زن گفت: جناب سروان! من از دست اين آقا شاكي‌ام. به من اهانت كرده. &lt;BR&gt;افسر نگهبان سرش را به سمت مرد كه موهاي جوگندمي‌اش را مرتب مي‌كرد، چرخاند و گفت: درسته؟&lt;BR&gt;مرد گفت: من فقط به ايشون گفتم كه شما شبيه «شارون استون» نيستين. اگه اين حرف اهانته، خب بله، اهانت كردم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افسر نگهبان هاج‌وواج به زن نگاه مي‌كرد. &lt;BR&gt;زن، روسري‌اش را عقب‌تر برد، آن‌قدر كه دو رشته منحني مو بتواند مثل پرانتز صورتش را در قاب بگيرد.&lt;BR&gt;افسر نگهبان نتوانست نگاهش را از زن بردارد.&lt;BR&gt;زن گفت: اصلا به ايشون چه مربوطه كه من شبيه كي هستم؟&lt;BR&gt;افسر نگهبان به مرد گفت: اصلا به شما چه مربوطه كه ايشون شبيه كي هستن؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد گفت: شما اكواين؟&lt;BR&gt;افسر نگهبان گفت: اكو چيه؟&lt;BR&gt;مرد گفت: منظورم آمپلي فايره كه صدا رو تكرار مي‌كنه.&lt;BR&gt;افسر نگهبان گفت: جواب سؤال منو بده.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد گفت: آخه من دارم تو همين جامعه زندگي مي‌كنم. چطور مي‌تونم نسبت به مسائل اطراف خودم بي‌تفاوت باشم. يه پيرزني رو ديروز ديدم كه فكر مي‌كرد، سوفيا لورنه. آن‌قدر طول كشيد تا من حاليش كنم كه اينطور نيست. آخرش هم فكر كنم نشد. ديروز اتفاقا كلانتري سيزده بوديم. پيش سروان منوچهري. به خاطر همچين شكايت مشابهي.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افسر نگهبان كه همچنان شق و رق نشسته بود، فاتحانه خودكاري از جيبش درآورد و برگه‌هاي بلند پيش رويش را مرتب كرد: پس اين مزاحمت براي خانم‌ها كار هر روز شماست.&lt;BR&gt;مرد گفت: نه، هر روز نه، هر وقت روبه‌رو بشم. گاهي وقت‌ها هم روزي دو بار.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;البته فقط خانم‌ها نيستن. با خيلي از آقايون هم همين مشكل رو دارم. بعضي‌ها فكر مي‌كنن «مارلون براندو» هستن، بعضي‌ها فكر مي‌كنن «آرنولد» هستن. تازه فقط مسئله مشابهت با هنرپيشه‌ها نيست...&lt;BR&gt;زن آينه كوچكي از كيفش درآورد و با دستمال كاغذي، خرده ريمل‌هاي زير چشمش را پاك كرد و در حالي كه آينه را در كيفش مي‌گذاشت، گفت: يه مزاحم حرفه‌اي! خوب شد كه به دام افتادي.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افسر نگهبان گفت: البته با درايت نيروي انتظامي و تعقيب و مراقبت خستگي‌ناپذير بروبچه‌ها.&lt;BR&gt;زن با تعجب گفت: بله؟!&lt;BR&gt;افسر نگهبان گفت: خب البته ما شما رو هم از خودمون مي‌دونيم.&lt;BR&gt;زن با عشوه گفت: وا؟ چايي نخورده فاميل شديم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افسر نگهبان زهر متلك زن را نديده گرفت و فرياد زد: آشتياني! چايي بيار.&lt;BR&gt;سربازي در را باز كرد و پاهايش را به هم كوفت: چشم جناب سروان و رفت.&lt;BR&gt;مرد گفت: ببين جناب سروان! من مزاحم حرفه‌اي نيستم. فراري هم نبودم كه به دام افتاده باشم. هرجا كه تذكري داده‌ام، تاوانشم پرداخته‌ام، كلانتريش هم رفتم. به هيچ‌كس هم بدهكار نيستم.&lt;BR&gt;افسر نگهبان به تلخي گفت: بقيه حرفها تو دادگاه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و كاغذي پيش روي مرد گذاشت و گفت: مشخصاتتو بنويس.&lt;BR&gt;مرد سريع مشخصاتش رو نوشت و كاغذ رو برگرداند. افسر نگهبان كاغذ را به زن داد و گفت: شما هم مشخصاتتونو بنويسين.&lt;BR&gt;تا آشتياني در بزند و اجازه بگيرد، پايش را بكوبد و چاي‌ها را روي ميز بگذارد، زن هم مشخصاتش را نوشت و كاغذ را به افسر نگهبان داد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افسر نگهبان پس از مروري كوتاه به زن گفت: اين شماره تلفن منزله؟&lt;BR&gt;زن گفت: بله، خونه خودمه.&lt;BR&gt;افسر نگهبان گفت: اگه ممكنه شماره موبايل رو هم بدين. شايد لازم بشه [ممكن است عده‌اي اشكال بگيرند كه در سال 1356 هنوز موبايل اختراع نشده بود. اشكال وارد است. اين بخش بعدا به داستان اضافه شده است].&lt;BR&gt;زن خواست كاغذ را پس بگيرد كه افسر نگهبان، كاغذ كوچكي را به او داد و گفت: روي همين هم بنويسين كفايت مي‌كنه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد گفت: منم لازمه شماره موبايل بدم؟&lt;BR&gt;افسر نگهبان مكثي كرد و گفت: خب بدين، اشكال نداره.&lt;BR&gt;مرد گفت: آخه من موبايل ندارم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افسر نگهبان دندانهايش را به هم ساييد: پس چرا مي‌پرسي؟&lt;BR&gt;مرد گفت: مي‌خواستم ببينم اشكالي نداره من موبايل ندارم؟ آخه از قوانين بي‌اطلاعم، اينه كه...&lt;BR&gt;افسر نگهبان گفت: نه، اشكالي نداره.&lt;BR&gt;و به زن گفت: علت شكايت رو چي بنويسم؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و به جاي زن، مرد جواب داد: بنويسين من به ايشون تهمت زده‌ام كه شبيه «شارون استون» نيستين.&lt;BR&gt;و به زن گفت: اگه اهانت ديگه‌اي به شما كرده‌ام، بگين.&lt;BR&gt;زن گفت: خب اين خودش يه جور مزاحمته ديگه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد گفت: ولي شما به من گفتين: بي‌شرف، كثافت، گاو و حرف‌هاي ديگه كه حالا بعد من در شكايتم مطرح مي‌كنم.&lt;BR&gt;زن جا خورد و گفت: خب من اون موقع عصباني بودم.&lt;BR&gt;و به افسر نگهبان گفت: حالا بايد چه كار كرد؟&lt;BR&gt;افسر نگهبان گفت: پرونده كه تكميل شد، مي‌فرستمتون دادگاه. اونجا قاضي حكم مي‌ده.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد پرسيد: در مورد اين‌كه ايشون به «شارون استون» شباهت داره يا نداره قضاوت مي‌كنن؟&lt;BR&gt;و با خود ادامه داد: كار قاضي هم واقعا دشواره‌ ها. اگه بخواد از نزديك بررسي كنه.&lt;BR&gt;افسر نگهبان گفت: نخير، در مورد اهانت و ايجاد مزاحمت شما قضاوت مي‌كنن.&lt;BR&gt;و به ساعتش نگاه كرد و گفت: ضمنا حالا ديگه وقت اداري تموم شده. شما امشب اينجا مي‌مونين تا فردا صبح راهي دادگاه بشين.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد به زن گفت: من حالا كه بيشتر دقت مي‌كنم، مي‌بينم در قضاوتم اشتباه كرده‌ام. شما خيلي هم بي‌شباهت به «شارون استون» نيستين.&lt;BR&gt;زن گفت: واقعا مي‌گين؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد گفت: واقعا. اگه اين شباهت وجود نداشت، چرا من از ميون اين همه هنرپيشه، اسم «شارون استون» رو آوردم؟!&lt;BR&gt;زن گفت: خيلي‌ها بهم مي‌گن. آرزو دارم يه بار با «شارون استون» روبه‌رو بشم، ببينم خودش چي ميگه.&lt;BR&gt;مرد گفت: اون هم حتما به اين شباهت اعتراف مي‌كنه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زن به افسر نگهبان گفت: من مي‌خوام شكايتمو پس بگيرم. واقعا حوصله دادگاه و دردسر و اين حرفا رو ندارم. اين كاغذارو هم پاره كنين بريزين دور.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افسر نگهبان گفت: نمي‌شه. قانون وظيفه خودشو انجام مي‌ده.&lt;BR&gt;زن با تعجب پرسيد: وقتي من از شكايتم صرف‌نظر كنم...؟&lt;BR&gt;افسر نگهبان گفت: باشه. تكليف قانون چي مي‌شه؟!&lt;BR&gt;مرد گفت: قانون كه شماره موبايل ايشون رو داره.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افسر نگهبان نشنيده گرفت و به زن گفت: مشكله. ولي خودم يه جوري حلش مي‌كنم.&lt;BR&gt;مرد از جا بلند شد كه برود. قبل از رفتن، رو كرد به افسر نگهبان و گفت: يه سؤاليه كه از اول كه آمديم اينجا تو ذهنم موج مي‌زنه، مي‌شه بپرسم؟&lt;BR&gt;افسرن نگهبان در حالي كه كاغذها را پاره مي‌‌كرد، گفت: بپرس.&lt;BR&gt;مرد گفت: مي‌خواستم بپرسم شما شبيه «شرلوك هلمز» نيستين؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Sep 2008 07:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadegim&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>sadegim</dc:creator>
<guid>http://sadegim.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تطورات گفتمانهای فرهنگی در ایران!!!</title>
<link>http://sadegim.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مجري: به نام خداوند جان و خرد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                             &lt;/SPAN&gt;كزين برتر انديشه بر نگذرد&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سلام عرض مي كنم خدمت شما بينندگان عزيز شبكه چهارم سيما و اميدوارم روز خوبي را تاكنون سپري كرده باشيد و تشكر مي كنم. از اينكه برنامه ما را براي ديدن انتخاب كرده ايد ان شاءلله كه تا پايان برنامه ما را همراهي بفرمائيد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;برنامه امشب ما اختصاص دارد به يك ميزگرد فرهنگي با موضوع جايگاه فرهنگ و تطورات آن در گفتمانهاي گذشته تا كنون با حضور جناب آقاي سازنده، جناب آقاي مصلحي و جناب آقاي عدالتيان نمايندهاي سه دولت برگزار مي شود اميدواريم مورد رضايت شما عزيزان قرار بگيرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خب جناب آقاي سازنده خواهش مي كنم اگر در ابتدا حرفي داريد با بينندگان عزيز بفرمائيد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سازنده: بسم الله الرحمن الرحيم. سلام عرض مي كنم خدمت شما و همكارانتان در اين برنامه و همچنين بينندگان عزيزي كه در حال حاضر اين برنامه را تماشا مي كنند و اميدوارم هر كجا كه هستند در رفاه كامل به سر ببرند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مجري: تشكر مي كنم از شما. جناب آقاي مصلحي بفرمائيد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مصلحي: به نام خدا و عرض سلام خدمت شما مجري محترم و همكارانتان و تمام شهروندان جامعه كه هم اكنون در حال تماشاي اين برنامه مردم پسند هستند. اميدوارم هميشه آزاد و آزاده باشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مجري: ممنون از شما. جناب آقاي عدالتيان تمنا مي كنم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;عدالتيان: بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر... بنده هم سلام عرض مي كنم خدمت شما و مردم عزيزي كه هم اكنون بيننده اين برنامه هستند و اميدوارم در تمامي لحظات زندگي مورد عنايت حضرت ولي عصر ارواحناه له الفدا قرار بگيرند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مجري: با تشكر از ميهمانان عزيز. خب ابتدا اگر اجازه بدهيد بحث را از آقاي سازنده شروع كنيم. آقاي سازنده به نظر شما فرهنگ در جامعه چه جايگاهي دارد و چگونه مي توان سطح فرهنگ عمومي را در جامعه ارتقاء بخشيد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سازنده: بله سوال خيلي خوبي كرديد. به نظر بنده فرهنگ ارتباط نزديكي با مسائل معيشتي مردم و رفاه آنها دارد به طوري كه مي شود گفت رفاه اقتصادي يكي از مهمترين علل توليد فرهنگ در جامعه مي باشد و برعكس اگر رفاه اقتصادي و امنيت معيشتي وجود نداشته باشد اساسا فرهنگ نيز بي معني خواهد بود. همانطور كه دانشمند و روانشناس بزرگ جناب آقاي مازلو هم در مثلث خود اين نكته را تاكيد كرده اند كه تا وقتي نيازهاي ابتداي و معيشتي افراد برآورده نشده باشد گرايش به مقولات فرهنگي در افراد وجود پيدا نخواهد كرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مجري: ممنون از پاسخ كامل شما. آقاي مصلحي لطفا بفرمائيد مقوله فرهنگ از چه جنسي است و اصطلاحا ماهيت فرهنگ چيست و اهميت آن در جامعه به چه شكل مي باشد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مصلحي: بله با تشكر از سوال زيباي شما. ببينيد در دنياي امروز فرهنگ و سياست بهم گره خورده اند و نمي توان اين دو را جداي از هم تصور كرد. به نظر من در حال حاضر فرهنگ و مقوله فرهنگي ماهيتي سياسي پيدا كرده است و با تغييرات سياسي شكل و انسجام مي يابد. هر چقدر فضاي سياسي جامعه به سمت دموكراسي و جامعه مدني پيش برود فرهنگ نيز در آن جامعه رشد پيدا مي كند و به طور كلي توسعه سياسي عامل مهم شدن فرهنگ در جوامع مي باشد زيرا وقتي مردم نسبت به مطالباتشان آگاهي مي يابند و خود را دخيل در اداره جامعه مي بينند خواه ناخواه گرايشات فرهنگي نيز در درون آنها شكل مي گيرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مجري: جناب آقاي عدالتيان به نظر شما فرهنگ در يك جامعه چگونه شكل مي گيرد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;عدالتيان: به نظر بنده حقير فرهنگ امري ساده و همه فهم است و نيازي به تشكيلات و دستگاههاي مختلف ندارد و بايد از خود مردم شروع شود. شكل گيري فرهنگ به تلاش و پشتكار يك ملت بستگي دارد. يك جامعه با اتكا به قدرت و همت يكايك افراد خود و با مقابله با اقتدار ابرقدرتهاي جهان و دسيسه هاي فرهنگي آنان به فرهنگ دست پيدا مي كند و در مقابل قدرتهاي زورگو خواهد ايستاد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ادامه دارد...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 09:46:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadegim&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>sadegim</dc:creator>
<guid>http://sadegim.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
